تخته سیاه قلب هرچی عشق کشید |
|||||||||||||||||
عشق تو به من نفسی دوباره ارزانی کرد مرا از سراب تنهایی نجاتم داد عشق تو به من روح شاعرانه بخشید به من دوبال برای پرواز کردن به قلب افق های دوردست داد اگر وجود با ارزش تو را دارم اگر اینکه به تنها آرزویم رسیده ام به خاطر وجود پر مهر محبت توست من وجود با ارزش تو را مدیون وجود مقدس عشق میدانم عشق تو قلب کویری مرا به بهاری دل انگیز مبدل کرد من اگر تو را داشته باشم بی نیازترینم از این دنیای بی محبت عشق تو مرا از کام مرگ نجات داد نگذاشت غروب تلخ زندگیم فرا برسد تا بتوانم دوباره نظارگره آسمان بیکران عشق باشم برای من جدا از عشق های پوچ پوشالی این زمونه لحظات عاشقی چه شیرین با شکوهه از زمانی که عشق تو در قلبم طلوع کرد دیگر رنگ خاکستری تنهایی را ندیدم در تمام وادی های عشق تو به خدای خویش توکل کردمو بس خدا را سپاس میگویم که عشق تو را به من ارزانی داشت عشق را سپاس میگویم که فرشته ی آسمونی همچون تو بهم ارزانی داد نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |