تخته سیاه قلب هرچی عشق کشید |
|||||||||||||||||
دو شنبه 6 شهريور 1391برچسب:, :: 13:44 :: نويسنده : هادی
دلم می خواد ،تمام اعضای بدنمو اهدا کنم..... یه نفر یه قلب می خواد....یه قلب می خواد تا دوباره بتونه نفس بکشه، یه قلب پر خون...... کسی ک قلب منو شکست و هزار تیکه کرد.....هر تیکه شو سوزند، حالا یه قلب لازم داره تا بتونه بازم نفس بکشه....یه قلب پر خون، تصویری ک امروز ازش دیدم با اون وقتا ک دل منو برده بود خیلی فرق کرده.....رنگش سیاه شده بود...نفس های گرفته می کشید.....اما چشماش هنوزم خوشگل بودن مثل همیشه برق میزدن....دست منو گرفته بود فشار میداد، دستاش بامن حرف میزدن.... حرفایی با نفس گرقته.....می گفتن داری ب آرزوت میرسی مگه مرگ مارو نمی خواستی.... دلم می خواد....قلبمو بدم ب اون.....ب کسی ک قلب منو شکست.... من ب این قلب احتیاجی ندارم، دلم می خواد تو سینه ی اون بتپه .....طپش قلب....تپش قلب.....طپش قلب.... گفت : دلت برام نمی خواد بسوزه...... گفتم : نمی سوزه دلم...... گفت: ازین جا برو...... گفتم : می دانی در کوچه همچو رودی مذاب در جریانم..... گفت : ما دیگه دو ماهی نیستیم..... گفتم : خب نباشیم،من باید برم؟ گفت: بمون......گفتم : قلبم مال تو.....گفت : نه من قلب پر از کینه ی تورو نمی خوام......! دعا کردن ، نیستم بلد،اما باید حرف بزنم، نمی دونم با کسی،من شبان رمه ی خود هستم اما باید دعا کنم...... بیایید همه باهم دعا کنیم هرچه زودتر یه بلایی سر من بیاد ک ضربه مغزی بشم ،ک بتونم قلبمو هدیه بدم قلبمو بدم ب کسی ک قلب منو شکست........تا تو سینه ی اون زنده باشم....... یه نفر یه قلب می خواد...... نظرات شما عزیزان:
شلوم گلم وبت توپه! بی زحمت منو بلینک منم لینکت کردم !!!!!!!
حتما بیای وبمو نظر بارون کنیا!!!!!
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |