تخته سیاه قلب هرچی عشق کشید |
|||||||||||||||||
سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 1:5 :: نويسنده : هادی
می نویسم بر روی ساحل شنی خیال ... آنقدر طوفانی ... که هیچ اثری از نوشته ها نمی ماند ... اینجا همان دریایی ست که تمام کشتی هایش مغروق و دزدان دریایش در خوابی بی انتها مغفول و نقشه هاشان همه برآب ... و افق هایش ناپیداتر از هر شب تاریک ... اینجا پایان راه نیست ... اینجا همان جایست که ناخدا ها را یکی پس از دیگری به خاک می سپارند و کشتی ها از خجالت غرق بر آب می شوند ... غرورها سرشکسته و سرکشان از پای در آمده ... غرور خاموش تر از غروب و عقول ناتوان تر از قلوب ... نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |